شاهنامه

Hakim
Abul-Ghasem Ferdowsi Tousi, 935 - 1020 A.D.
Ferdowsi is considered as the greatest Persian poet, author of the Shahnameh
(The Epic of Kings).
|
ستايش خرد
|
گفتار اندر آفرينش عالم
|
گفتار اندر آفرينش مردم
|
٭ آنجا
كه سراينده از
روح ملي
راستين به شور
آمده باشد
دستاوردش به
زودي همگاني
مي شود
شاهنامه،
تبارنامه ملت
كهن ماست كه در
هرم جگرسوز
ايام، همواره
همچون سرودي
سايهفكن
خستگان و
مشتاقان
ايران زمين را
به خنكاي خويش
فراخوانده
است.
بسا
پهلواناني كه
در دامن اين
دايه پير
برباليدهاند،
با داستانهاي
شگفتانگيزش
زندگي
كردهاند، با
شنيدن حكايت
رستم و سهراب
باران اشكي
بر گونه
افشاندهاند؛
و از خاطره
خونين سياووش
بارها بر خويش
لرزيدهاند.
شاهنامه،
حافظ راستين
سنن ملي و
شناسنامه قوم
ايراني است.
شايد بيوجود
اين اثر سترگ،
بسياري
از عناصر مثبت
فرهنگ آباء و
اجدادي ما در
طوفان حوادث
تاريخي نابود
ميشد و اثري
از آثارش به
جاي نميماند.
حكيم فردوسي
كه شاعري
معتقد و مؤمن
به ولايت
معصومين (ع)
بود و
خود را بنده
اهل بيت نبي و
ستاينده خاك
پاي وصي ميدانست
و تأكيد ميكرد
كه:
گرت زن بد آيد،
گناه من است
چنين است و
آيين و راه من
است
بر اين زادم و
هم بر اين
بگذرم
چنان دان كه
خاك پي حيدرم
با خلق حماسه
عظيم خود،
برخورد و
مواجهه دو
فرهنگ ايران و
اسلام را به
بهترين
روش ممكن
عينيت بخشيد،
با تأمل در
شاهنامه و فهم
پيش زمينه
فكري
ايرانيان و
نوع
انديشه و آداب
و رسومشان
متوجه ميشويم
كه ايرانيان
همچون زميني
مستعد و
حاصلخيز
آمادگي
دريافت دانه و
بذر آيين الهي
جديد را داشته
و خود به
استقبال اين
دين توحيدي
رفتهاند.
چنان كه در
سالهاي
آغازين ظهور
اسلام، در نشر
و گسترش و دفاع
از احكام و
قوانينش به دل
و جان ميكوشيدند.
از اين منظر،
اهميت «شاهنامه»
فقط در جنبه و
شاعرانه آن
خلاصه نميشود
و پيش از آن كه
مجموعهاي از
داستانهاي
منظوم باشد،
تبارنامهاي
است كه بيت بيت
و حرف حرف آن
ريشه در اعماق
آرزوها و
خواستههاي
جمعي ملتي كهن
دارد؛ ملتي كه
در همه ادوار
تاريخي، نيكي
و روشنايي را
ستوده و با بدي
و ظلمت ستيز
داشته است.
شاهنامه
اثر جاوداني
حماسه سراي
بزرگ ايران
حكيم
ابوالقاسم
فردوسي است.
فردوسي در سال
سيصدوبيست
ونه يا سيصد و
سي ه.ق. در
روستايي از
روستاهاي توس
به نام باژ به
دنيا آمد
و در همانجا به
سال چهارصد و
يازده يا
چهارصد و
شانزده ه.ق.
چشم از جهان
فرو بست
از زندگي او
آگاهي چنداني
به دست نيامده
است. حتي تاريخ
تولد و مرگ و
آغاز و انجام
كار
شاهنامه به
درستي روشن
نيست. با اين
همه مي دانيم
كه او پيش از
سرودن اثر
بزرگ و
جاويدان خود
زندگي نسبتا
مرفه و آسوده
اي داشته و در
زادگاه خود
صاحب باغها و
املاك قابل
ملاحظه اي
بوده است
از تعداد
فرزندان او
آگاه نيستيم
اما به گواهي
اشعاري از
شاهنامه وي
دست كم پسري
داشته كه
در زمان حيات
پدر زندگي را
بدرود گفته و
او را به غم و
اندوهي تسلي
ناپذير دچار
ساخته است
درباره
چگونگي آغاز و
انجام كار
شاهنامه
آگاهي اندكي
در دست است اما
اين اندازه مي
دانيم
كه در حدود سال
سيصد و هفتاد ه.ق.
به سن چهل يا
چهل و يك سالگي
به تشويق يكي
از دوستان خود
برآن شد كه كار
ناتمام دقيقي
شاعر معروف
دوره
سامانيان را
به پايان
رساند و
داستانهاي
كهن پارسي را
به نظم در آورد
باز از پاره اي
از ابيات
شاهنامه
پيداست كه
شاعر بزرگ در
اين راه به
تدريج دارايي
خود را از
دست داده و به
تنگدستي
گرفتار آمده
است. و نيز
پيداست كه وي
پس از سي سال
رنج فراوان و
تحمل فقر و
سختي و گرسنگي
سرانجام اثر
بزرگ خود را در
سال چهارصد ه.ق.
به پايان
رسانيده و
آنگاه در
سالهاي آخر
عمر ، اين
شاهكار
بيمانند را به
دربار محمود
غزنوي برده
است
چكيده اي از
مقدمه كتاب
قصه هاي
شاهنامه
انتشارات
كورش